قصهخانه
دنیای داستانهای فارسی
خانه
داستانها
ژانرها
فروم
نویسندگان
ورود / ثبتنام
کتابخانه قصهخانه
داستانها
داستان مورد علاقهات را پیدا کن، بخوان و وارد دنیای نویسندهها شو.
جستجو
همه داستانها
40 داستان منتشر شده
📖
داستان :ساعتی که فردا را نشان میداد
نوشتهی admin
داستان فانتزی : ساعتی که فردا را نشان میداد
26
0
3 دقیقه
خواندن داستان
📖
گربهای که هر شب یک نامه میآورد
نوشتهی admin
**خلاصه داستان** نیکا شبی گربهای سیاه را میبیند که نامهای مرموز برای او آورده است. نامهها او را به ایستگاه قطار متروکهای میکشانند؛ جایی که ص...
24
0
6 دقیقه
خواندن داستان
📖
چراغی که فقط شبها روشن میشد
نوشتهی admin
خلاصه داستان آرین هر شب چراغی را پشت پنجرهی خانهای متروکه میبیند و تصمیم میگیرد راز آن را کشف کند. اما وقتی وارد خانه میشود، با چراغی اسرارآم...
29
0
5 دقیقه
خواندن داستان
📖
پسری که صدای باران را میشنید
نوشتهی admin
**خلاصه داستان:** آرین از کودکی صدای متفاوتی در میان قطرههای باران میشنید؛ صداهایی که هیچکس جز او قادر به شنیدنشان نبود. یک شب، باران رازی عج...
27
0
3 دقیقه
خواندن داستان
📖
داستان شهر پشت آینه (فانتزی)
نوشتهی admin
آرین در یک خانه قدیمی، آینهای جادویی پیدا میکند که او را به شهری اسرارآمیز در پشت آینه میبرد. مردم این شهر سالهاست گرفتار موجودی به نام «سایهب...
27
0
6 دقیقه
خواندن داستان
📖
خرگوشی که قایم شده بود داستان کودکانه و زیبا
نوشتهی admin
سامان پسربچهای بازیگوش و پرانرژی است که بیشتر وقتش را با خرگوش سفید و دوستداشتنیاش، برفی، میگذراند. یک عصر، هنگام بازی در حیاط، برای چند لحظه ح...
24
0
8 دقیقه
خواندن داستان
📖
داستان دری که وجود نداشت!
نوشتهی admin
داستان دری که وجود نداشت روایتی ترسناک اما واقعی از یک خانواده که متوجه چیز عجیبی در خانه شان می شوند.
29
1
3 دقیقه
خواندن داستان
📖
جنگل پیرزن ها
نوشتهی admin
جنگل پیر زن ها داستان ترسناک در شمال یک روستای کوچک، جنگلی وجود داشت که هیچکس اسم واقعیاش را نمیدانست. مردم روستا فقط به آن میگفتند: جنگ...
28
0
9 دقیقه
خواندن داستان
📖
قسمت سوم داستان ترانه شب تولد
نوشتهی admin
قسمت سوم ترانه شب تولد
13
1
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
ادامه داستان ترانه شب تولد
نوشتهی admin
ترانه شب تولد قسمت دوم
13
1
6 دقیقه
خواندن داستان
📖
ترانه شب تولد داستان تخیلی
نوشتهی admin
رانهی شب تولد قسمت اول: بیست خط سال ۲۱۸۰ بود.
13
1
4 دقیقه
خواندن داستان
📖
داستان عجیب دختری که فهمید جادوگر است
نوشتهی admin
داستان عجیب دختری که فهمید جادوگر است صبح یک روز سرد پاییزی، سانی خیلی دوست داشت بخوابد. هوا سرد بود و او با خودش فکر میکرد: «چرا اصلاً باید...
13
0
3 دقیقه
خواندن داستان
📖
داستان یک خرید کوتاه
نوشتهی admin
داستان یک خرید کوتاه روز خوبی بود. نیلا دوست داشت امروز برای خودش یک کتاب بخرد. او هرگز از خواندن داستانهای جدید خسته نمیشد. با خودش گفت: «ام...
11
0
3 دقیقه
خواندن داستان
📖
داستان روباه مهربان
نوشتهی admin
داستان یک روباه مهربان در یک جنگل زیبا، روباهی سفید زندگی میکرد. او در کنار حیوانات دیگر خوشحال بود. بعضی روزها با دوستانش بازی میکرد و بعضی ر...
12
0
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
پرنده زرد شهر تازه
نوشتهی admin
داستان پرنده شهر تازه صبح یک روز بهاری، پرندهای کوچک با پرهای زرد و درخشان از بالای شهری بزرگ عبور کرد. اسمش زردک بود.
15
1
4 دقیقه
خواندن داستان
📖
نردبانِ دیوارهی گودال (داستان واقعی)
نوشتهی admin
داستان واقعی یک پسر بچه در گودال افتاده : صبح یک روز پاییزی بود. هوا خنک و آسمان پر از ابرهای سفید و خاکستری بود. صدای پرندهها از میان درختان کنار...
27
0
5 دقیقه
خواندن داستان
📖
جادوگر اشتباهی
نوشتهی admin
جادوگرِ اشتباهی در سرزمین خُمپیچ، جادوگر شدن کار چندان سختی نبود. کافی بود یک کلاه نوکتیز داشته باشی، یک چوب جادویی بخری و بتوانی حداقل سه ...
24
0
6 دقیقه
خواندن داستان
📖
ساعت گمشده
نوشتهی admin
ساعتِ گمشده در انتهای جنگلی که هیچ پرندهای در آن آواز نمیخواند، روستایی کوچک به نام وِردین وجود داشت.
15
0
6 دقیقه
خواندن داستان
📖
شهر پشت ماه
نوشتهی admin
شهرِ پشتِ ماه در سرزمینی دور، جایی میان کوههایی که نوکشان همیشه در مه گم بود، شهری وجود داشت که روی هیچ نقشهای پیدا نمیشد.
18
1
5 دقیقه
خواندن داستان
📖
پروتکل صفر
نوشتهی admin
پروتکل صفر قسمت پنجم
49
1
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
پروتکل صفر
نوشتهی admin
قسمت چهارم
20
0
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
پروتکل صفر
نوشتهی admin
قسمت سوم
16
0
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
پروتکل صفر
نوشتهی admin
ژانر: علمیتخیلی، معمایی، آیندهنگر ساختار: دنبالهدار و بلند فضا: آینده نزدیک، فناوری پیشرفته، رازهای علمی
28
1
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
پروتکل صفر
نوشتهی admin
پروتکل صفر ژانر: علمیتخیلی، معمایی، آیندهنگر ساختار: دنبالهدار و بلند فضا: آینده نزدیک، فناوری پیشرفته، رازهای علمی
16
1
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
مورداس
نوشتهی admin
مورداس قسمت پنجم
11
0
3 دقیقه
خواندن داستان
📖
مورداس
نوشتهی admin
مورداس قسمت چهارم
11
0
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
مورداس
نوشتهی admin
مورداس قسمت سوم
11
0
1 دقیقه
خواندن داستان
📖
مورداس
نوشتهی admin
مورداس قسمت دوم
45
0
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
داستان مورداس
نوشتهی admin
مورداس قسمت اول
11
0
3 دقیقه
خواندن داستان
📖
سرزمین بی صبح
نوشتهی admin
قسمت دوم و پایانی: طلوع
19
0
5 دقیقه
خواندن داستان
📖
سرزمین بی صبح
نوشتهی admin
قسمت اول: دختری که اسمش را به یاد داشت
13
0
5 دقیقه
خواندن داستان
📖
سرزمین بیصبح
نوشتهی admin
سرزمین بی صبح
46
1
1 دقیقه
خواندن داستان
📖
آخرین صندلی کنار پنجره
نوشتهی admin
آخرین صندلی کنار پنجره
46
1
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
آخرین نتِ شب
نوشتهی admin
آخرین نت شب
12
0
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
اتاقی که همیشه قفل بود
نوشتهی admin
اتاقی که همیشه قفل بود
16
0
3 دقیقه
خواندن داستان
📖
نامهای که نباید باز میشد
نوشتهی admin
نامهای که نباید باز میشد
11
0
3 دقیقه
خواندن داستان
📖
داستان: «نامهای که نباید باز میشد»
نوشتهی admin
داستان: «نامهای که نباید باز میشد»
14
0
3 دقیقه
خواندن داستان
📖
اتاقی که وجود نداشت
نوشتهی admin
دختری هنگام مرتب کردن خانه مادربزرگش، کلیدی قدیمی پیدا میکند. روی کلید عدد «۷» حک شده، اما در خانه فقط شش اتاق وجود دارد.
13
0
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
اخرین چراغ کافه
نوشتهی admin
دختری در شبی بارانی وارد کافهای قدیمی میشود و نامهای پیدا میکند که انگار سالها منتظر رسیدن به دست او بوده است.
20
1
2 دقیقه
خواندن داستان
📖
نامهای که نباید باز میشد
نوشتهی admin
سارا بعد از سالها به خانه قدیمی مادربزرگش برمیگردد تا وسایل باقیمانده را جمع کند. میان جعبههای خاکگرفته، پاکتی پیدا میکند که روی آن نام خودش ...
29
1
5 دقیقه
خواندن داستان