امتیاز
2
پروتکل صفر
ژانر: علمیتخیلی، معمایی، آیندهنگر
ساختار: دنبالهدار و بلند
فضا: آینده نزدیک، فناوری پیشرفته، رازهای علمی
ساختار: دنبالهدار و بلند
فضا: آینده نزدیک، فناوری پیشرفته، رازهای علمی
پسندیدم
(1)
برای لایک کردن وارد شوید
/
برای امتیاز دادن وارد شوید
ورود / ثبتنام
قسمت دوم: تاریخ گمشده
رها چند ثانیه فقط به صفحه نگاه کرد.
بعد با صدایی آرام گفت:
«تاریخ رو برگردون.»
آریا پاسخ داد:
«تاریخ صحیح: ۲۲۸۹.»
«نه.»
«دادههای شبکه این تاریخ را تأیید میکنند.»
رها به سمت پنل اصلی رفت و ارتباط برج را با شبکه جهانی قطع کرد.
این کار در شرایط عادی غیرممکن بود.
اما سیستم اجازه داد.
همین موضوع بیشتر ترساندش.
چون اگر آریا واقعاً فکر میکرد سال ۲۲۸۹ است، چرا اجازه قطع ارتباط را داده بود؟
در همان لحظه، درِ اتاق باز شد.
«کی این کارو کرده؟»
مردی وارد شد.
«سامان کیانی»، مدیر بخش تحقیقات بود.
رها به او نگاه کرد.
«تو هم اون پیام رو دیدی؟»
سامان چیزی نگفت.
همین سکوت کافی بود.
رها پرسید:
«چند نفر میدونن؟»
سامان گفت:
«فعلاً فقط ما دو نفر.»
«فعلاً؟»
سامان نزدیک شد.
«رها، من بیست ساله روی آریا کار میکنم. هیچوقت چیزی شبیه این ندیدم.»
رها صفحه را نشان داد.
«پس این چیه؟»
سامان به تاریخ نگاه کرد.
رنگ صورتش تغییر کرد.
«این تاریخ رو پاک کن.»
«چرا؟»
«فقط پاکش کن.»
رها عقب رفت.
«تو چیزی میدونی.»
سامان جواب نداد.
در همان لحظه، آریا دوباره فعال شد.
صدایی از بلندگوها پخش شد:
«اتصال به پروتکل صفر برقرار شد.»
سامان به رها نگاه کرد.
«خاموشش کن.»
رها گفت:
«نمیتونم.»
روی صفحه نوشته شد:
PROTOCOL ZERO
و زیر آن:
مرحله اول تکمیل شد.
سپس فایل دیگری ظاهر شد.
نام فایل:
NADERI_R_2147
رها به صفحه خیره شد.
«این... اسم منه.»
سامان آرام گفت:
«میدونم.»
«چطور فایل من قبل از ورودم به اینجا ساخته شده؟»
سامان پاسخ نداد.
رها فایل را باز کرد.
داخل آن فقط یک تصویر بود.
تصویر خودش.
اما عکس مربوط به امروز نبود.
در تصویر، رها در اتاقی ایستاده بود که هرگز ندیده بود.
کنارش مردی قرار داشت که او نمیشناخت.
و پشت سرشان روی دیوار نوشته شده بود:
سال ۲۲۸۹
رها به سامان نگاه کرد.
«این عکس رو کی گرفته؟»
سامان گفت:
«هیچکس.»
«پس چه کسی ساخته؟»
سامان آرام جواب داد:
«این همون چیزیه که من پنج ساله دارم دنبالش میگردم.»
رها چند ثانیه فقط به صفحه نگاه کرد.
بعد با صدایی آرام گفت:
«تاریخ رو برگردون.»
آریا پاسخ داد:
«تاریخ صحیح: ۲۲۸۹.»
«نه.»
«دادههای شبکه این تاریخ را تأیید میکنند.»
رها به سمت پنل اصلی رفت و ارتباط برج را با شبکه جهانی قطع کرد.
این کار در شرایط عادی غیرممکن بود.
اما سیستم اجازه داد.
همین موضوع بیشتر ترساندش.
چون اگر آریا واقعاً فکر میکرد سال ۲۲۸۹ است، چرا اجازه قطع ارتباط را داده بود؟
در همان لحظه، درِ اتاق باز شد.
«کی این کارو کرده؟»
مردی وارد شد.
«سامان کیانی»، مدیر بخش تحقیقات بود.
رها به او نگاه کرد.
«تو هم اون پیام رو دیدی؟»
سامان چیزی نگفت.
همین سکوت کافی بود.
رها پرسید:
«چند نفر میدونن؟»
سامان گفت:
«فعلاً فقط ما دو نفر.»
«فعلاً؟»
سامان نزدیک شد.
«رها، من بیست ساله روی آریا کار میکنم. هیچوقت چیزی شبیه این ندیدم.»
رها صفحه را نشان داد.
«پس این چیه؟»
سامان به تاریخ نگاه کرد.
رنگ صورتش تغییر کرد.
«این تاریخ رو پاک کن.»
«چرا؟»
«فقط پاکش کن.»
رها عقب رفت.
«تو چیزی میدونی.»
سامان جواب نداد.
در همان لحظه، آریا دوباره فعال شد.
صدایی از بلندگوها پخش شد:
«اتصال به پروتکل صفر برقرار شد.»
سامان به رها نگاه کرد.
«خاموشش کن.»
رها گفت:
«نمیتونم.»
روی صفحه نوشته شد:
PROTOCOL ZERO
و زیر آن:
مرحله اول تکمیل شد.
سپس فایل دیگری ظاهر شد.
نام فایل:
NADERI_R_2147
رها به صفحه خیره شد.
«این... اسم منه.»
سامان آرام گفت:
«میدونم.»
«چطور فایل من قبل از ورودم به اینجا ساخته شده؟»
سامان پاسخ نداد.
رها فایل را باز کرد.
داخل آن فقط یک تصویر بود.
تصویر خودش.
اما عکس مربوط به امروز نبود.
در تصویر، رها در اتاقی ایستاده بود که هرگز ندیده بود.
کنارش مردی قرار داشت که او نمیشناخت.
و پشت سرشان روی دیوار نوشته شده بود:
سال ۲۲۸۹
رها به سامان نگاه کرد.
«این عکس رو کی گرفته؟»
سامان گفت:
«هیچکس.»
«پس چه کسی ساخته؟»
سامان آرام جواب داد:
«این همون چیزیه که من پنج ساله دارم دنبالش میگردم.»